تبليغاتX
یه وبلاگ واسه خواشی های عزیز

یه وبلاگ واسه خواشی های عزیز

او سلام بیام تو

سیستم تثبیت کربن (غذاسازی) در گیاهان سبز طی فتوسنتز

امروزه عمل آوردن گلدان هاي گل در منزل يکي از بهترين سرگرمي هاست. گياهان زينتي قسمت عمده تزئينات داخلي منزل را تشکيل مي دهند، به علاوه پرورش نباتات در منزل براي کساني که باغي در اختيار ندارند و مي خواهند گلکاري کنند حائز اهميت است. حتي براي کساني هم که باغي در اختيار دارند و علاقمند به پرورش گل هستند اين موضوع قابل توجه است. با وجودي که منزل براي پرورش و نگهداري گل ها محل مناسبي نيست، معهذا مردم به نگهداري گل در منزل علاقمندند. براي پرورش گياهان زينتي در منزل بايد احتياجات اصلي آنها را بدانيم. محيط داخلي بافت هاي تشکيل دهنده هر گياه، مخصوصا در قسمت هاي گل و برگ مدام بوسيله محيط اطرافشان متاثر مي شوند. عوامل فيزيکي خارجي، يعني نور، حرارت، رطوبت، هوا و... ميزان واکنش هاي سلولي را تنظيم مي کنند، البته به شرطي که اين عوامل بصورت متناسب و در حد قابل تحمل و مورد نياز به گياه برسند. گياهان فقط تا موقعي رشد طبيعي و معمولي دارند که هر يک از عوامل محيطي در حد متناسب و به اصطلاح اپتيمم باقي بمانند. هر وقت، هوا، حرارت، نور، رطوبت و آب و مواد غذايي از اين حد تجاوز کنند و محدوديتي در رشد طبيعي گياه ايجاد شود، گياه حساسيت نشان مي دهد که نمايش دهنده رشد غير طبيعي آن است. درمطلب زير درباره بعضي عوامل مهم و موثر که در رشد گياهان خانگي موثر هستند به طور جداگانه به بحث و گفتگو مي پردازيم.

نور

1 ) نور: گياهان براي تهيه غذا به روشنايي احتياج دارند. نور ممکن است بوسيله اشعه مستقيم خورشيد، يا اينکه به طور غير مستقيم بتابد. شدت نور غير مستقيم ممکن است کم يا زياد باشد. معمولا در گوشه هاي اتاق نور به طور غير مستقيم و به مقدار کم به گياهان مي رسد. اغلب گياهان گلدار حداقل نصف روز نور مستقيم خورشيد را لازم دارند تا جوانه هاي گلشان رشد کنند و باز شوند، مثل گل شب بو. کاکتوس ها و انواع ديگر گياهان گوشتي نيز به نور مستقيم خورشيد نيازمندند. براي اينکه رنگ زيباي کروتون تغيير نکند، بايد آن را در نور مستقيم قرار داد. به طور کلي نور شديد آفتاب بدليل اينکه از عمل کربن گيري جلوگيري مي کند و تعريق را در گياه افزايش ميدهد زيان آور و در نتيجه رشد گياه به تعويق مي افتد. عشقه، فيلودندرون، بگونياي برگي، پيروميا و دراسنا، که داراي برگ هاي زينتي هستند و به همين منظور هم کاشته مي شوند بايد در نور غير مستقيم خورشيد با شدت زياد قرار بگيرند. همچنين گياهان لطيف مثل، بنفشه آفريقايي نيز نور غير مستقيم به مقدار زياد لازم دارند. در گوشه هاي کم نور اتاق نبايد گياهان گلدار را قرار داد. گياهان برگي را اگر يک يا دو هفته براي تزئينات در محل کم نور قرار دهند، بايد بعد از اين مدت جايشان را عوض کنند و آنها را در محل روشنتري قرار دهند و يا اينکه بايد دو دسته گلدان آماده کرد و هر هفته جاي آنها را عوض کرد. يعني يک سري را براي دکوراسيون در محلي که نور کم است و سري ديگري را در محل روشن قرار داد. گياهان سايه پسند يعني آنهايي که به نور کم احتياج دارند مثل، عبايي و بعضي از سرخس ها و فوتوس را مي توان در نور کم يعني در گوشه هاي اتاق قرار داد.

هوا و درجه حرارت


2 ) هوا و حرارت: هواي خنک به آن اندازه اي که براي زندگي انسان ضروري است براي گياهان ضرورت ندارد. معذالک گياه هم احتياج به هوا دارد بخصوص که هوا اغلب همراه رطوبت است. حرارت زياد که هواي مرطوب را از بين ميبرد باعث اکثر ناراحتي هاي گياه مي گردد. لذا تهويه براي گياهان مورد احتياج است و بهتر است پنجره ها در قسمت بالاي اتاق باشد. بايد توجه داشت که هر اندازه گياه به سقف اتاق نزديک تر باشد بيشتر متحمل گرما و خشکي مي شود. در خانه هايي که خيلي گرم مي شود و از بخاري براي گرما استفاده مي شود، بهتر است گلدان ها را در کف اتاق بچينند. به طور معمول حرارت اتاق در روز بايد معادل 20 درجه سانتيگراد باشد و در شب 15 درجه مناسب است. حرارت هاي زياد براي گياهان مضرند. اختلاف حرارت شب با روز نبايد بيشتر از 5 درجه سانتيگراد باشد. اگر حرارت روز مثلا 25 درجه باشد و در شب يخبندان شود گياه از بين مي رود. مخصوصا گياهاني که رطوبت دارند صدمه بيشتري خواهند ديد. معمولا گياهاني از قبيل آويز، کاغذي درختي و شاه پسند درختي را در زمستان در اتاقي که حرارت 7 تا 10 درجه سانتيگراد دارد، نگهداري مي کنند. به اين ترتيب اين گياهان در زمستان استراحت مختصري مي کنند و چون حرارت کم است به آب کمتري احتياج دارند و ريشه هايشان سالم مي ماند و نمي پوسد. در بهار و تابستان بعد اين گياهان بيشتر و بهتر گل خواهند داد. گلدان هاي مرکبات را که در منزل نگهداري مي کنند، بهتر است در تمام طول مدت زمستان در زير زمين خنکي که حدود 7 تا 8 درجه سانتيگراد حرارت دارد نگهداري کنند و به آنها کم آب بدهند. باين ترتيب موقع بهار گل هايشان نمي ريزد و ميوه روي درخت ظاهر مي شود. همچنين براي مثال در اتاق هاي غير مسکوني که بخاري يا شوفاژ ندارد و يا اينکه گرما کمتر از 10 درجه سانتيگراد است، عده کمي از گياهان که در حال استراحت و خواب هستند بهتر و سالم تر مي مانند: مثل عبايي، نخل زينتي و فيکوس و.... حرارت هاي مناسب براي گياهان مختلف که در منزل نگهداري مي کنند يکنواخت نيستند و باهم تفاوت دارند. مثلا، آنتوريوم و بنفشه آفريقايي، گرماي زيادتري نسبت به فيلودندرون لازم دارند. اصولا گياهان برگي که مبداشان از مناطق گرمسيري است حرارت روز بايد بالاتر از 25 درجه سانتيگراد و در شب در حدود 20 درجه باشد. اتاق هاي ما اغلب در زمستان براي نگهداري گلدان هاي گل مناسب نيستند. زيرا زياد گرم مي شوند. زيان اين گرما از سرما زيادتر است. بهتر است گياهان گل دار را مثل، سيکلامن يا ميخک را در اتاق نسبتا خنک نگهداري کنند. باين ترتيب دوام گل زيادتر مي شود. در اتاق هايي که اغلب درزهاي پنجره باز هستند و محکم بسته نمي شوند، گلدان هايي که نزديک پنجره قرار گرفته اند در شب هاي زمستان صدمه مي بينند. به همين دليل بايد گلدان ها را در شب از کنار پنجره ها دور کرد و يا بوسيله پرده يا کرکره گلدان ها را از سرما محفوظ داشت. حتي الامکان بايد سعي کرد که گياهان در تماس با سرما نباشند. اگر گياه سرما ديد و برگ هايش خشن و سفت شد بايد آنرا با آب سرد شست تا بتدريج به حالت اوليه برگردد. ولي نبايد گياه را نزديک بخاري قرار داد. با وجود اين ممکن است گياهي که سرما ديده دوباره به حالت اولي برنگردد. ولي شما کوشش خود را کرده ايد.

رطوبت

3 ) رطوبت: رطوبت هوا مثل نور و حرارت مورد احتياج گياه است. البته فراهم کردن رطوبت در اتاق کار مشکلي است. اکثر گياهان به غير از کاکتوس ها و گياهان به اصطلاح گوشتي در هواي گرم و خشک ناراحت مي شوند. گاز بخاري، هواي اتاق را خشک مي کند. نبايد انتظار داشت که در اتاق رطوبتي معادل گلخانه تهيه کنيم با اين وجود با وسائلي مي توان تا حدي رطوبت را تامين کرد. مثلا با گذاشتن کوزه هاي گلي روي رادياتور شوفاژ و قرار دادن ظرفي محتوي تورب يا خزه بين گلدان ها بشزطي که دائما مرطوب باشد. بايد به خاطر داشت که براي گياهان گرمسيري رطوبت بهتر از حرارت زياد است. رطوبت دادن به برگ گياهان خيلي موثراست براي اين کار مي توان در يک روز گرم تمام گلدان ها را از اتاق خارج کرد و با يک دستگاه آب پخش کن برگ ها را شستشو داد يا در منزل اگر روي مبل ها را با پلاستيک بپوشانند مي توانند به همان ترتيب با تلمبه هاي دستي روي برگ ها را خيس کنند. ممکن است گلدان گل را داخل گلدان بزرگتري قرار دهند و ميان جدار دو گلدان را با تورب يا خزه مرطوب پر کنند و مجددا در فواصلي تورب يا خزه را مرطوب نمايند، يا اينکه يک طشت آهني که شش گلدان يا بيشتر در آن جا مي گيرد تهيه کرده و گلدان ها را در آن بچينند، بين گلدان ها را با خزه يا تورب مرطوب پر کنند و دائما تورب يا خزه را مرطوب نگهدارند. طريق ساده تر اينکه روي خاک هر گلداني تورب يا خزه مرطوب قرار دهند. اگر تعدادي از گلدان ها به طور مجتمع در گوشه اي قرار گيرند رطوبتشان بهتر حفظ مي شود. گلدان هاي رطوبت دوست مثل، سيکلامن و بنفشه آفريقايي يا آزاله را در موقعي که حمام مي رويد در آنجا بگذاريد. گلدان هاي مذکور را در تمام مدت شب از حمام بيرون نياوريد به اين وسيله گل ها شاداب خواهند شد. بعضي از گياهان در شرايط خشکي هوا مي توانند زندگي کنند و حتي بهتر رشد مي کنند مانند: عبايي، سانسوريا و سجافي. به طور کلي گياهان را نبايد نزديک شوفاژ، بخاري يا مقابل دهانه کولر و در و پنجره هاي باز قرار داد. گياهاني را که رطوبت زياد لازم دارند در محفظه شيشه اي به نام تراريوم طبق شکل شماره يک مي کارند. از اين وسيله علاوه بر نگهداري گياهان گرمسيري به غير از کاکتوس ها و ساير گياهان گوشتي مي توان براي تکثير گياهان ديگر استفاده کرد. همانطوريکه گفته شد گياهان رطوبت دوست را مستقيما در تراريوم مي کارند.
تراريوم چيست
تراريوم، از يک جعبه چوبي با لبه اي به ارتفاع 15 سانتيمتر تشکيل شده است. در بالاي اين جعبه قطعه اي شيشه نصب مي کنند که به وسيله نوار چسب بهم متصل شده اند و يک شيشه متحرک در روي آن قرار مي دهند. اين شيشه براي تهويه گياهان داخل جعبه بکار مي رود و هر وقت رطوبت داخل تراريوم، زياد شود شيشه بالايي را برمي دارند تا رطوبت تقليل يابد. ته جعبه 2 تا 3 سانتيمتر شن درشت يا تيله خرده مي ريزند. روي شن يک ورقه نازک زغال خرد شده و روي زغال خرده ها را مخلوطي از سه پنجم تورب و دو پنجم ماسه پر مي کنند (ماسه شسته بدون خاک). البته اين مخلوط را قبل مرطوب کرده و روي آن خزه مرطوب پهن مي کنند. در تراريوم گل هايي نظير: کروتون، مارنتا، حسن يوسف، عشقه و انواع سرخس هاي پا کوتاه و بنفشه آفريقايي را مي کارند. علاوه بر تراريوم، در خانه هاي جديد اغلب پاسيو موجود است که در آنجا هم گياهان رطوبت دوست را مي کارند. بيشتر اوقات چون ارتفاع پاسيو، زياد است و حرارت بطرف بالاي آن مي رود هم محيط پاسيو خشک مي گردد، هم رطوبت محيطي کم مي شود و هم حرارت نزديک خاک کم است. در اين مورد يعني در موقع کاشت گياهان در پاسيو، ممکن است شيشه هاي سقف را دوجداره کرد و يا پلاستيکي بالاي گياهان کشيد و يا اينکه با شيلنگ رطوبت محيطي را بيشتر کرد يعني روزي يک مرتبه در صبح روي برگ هاي گياهان را مرطوب نمود.
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 21:42  توسط ایوب  | 

دلیل استفاده از رنگدانه سبز در گیاهان


نخستین گام در تلاش برای درک چگونگی عملکرد فتوسنتز روی سیاره های دیگر، توصیف آن روی زمین است. طیف انرژی نور خورشید در سطح زمین در آبی- سبز به اوج می رسد، به همین خاطر دانشمندان مدت ها سرشان را می خارانند که چرا گیاهان رنگ سبز را بازتاب می کنند و با این کار آنچه را که به نظر می رسد بهترین نور موجود باشد، به هدر می دهند. پاسخ آن است که فتوسنتز نه به کل مقدار انرژی نور که به انرژی هر فوتون و تعداد فوتون هایی که نور را می سازند، بستگی دارد. درحالی که فوتون های آبی نسبت به فوتون های قرمز انرژی بیشتری حمل می کنند، اما خورشید بیشتر نوع قرمز را می تاباند. گیاهان برای کیفیت از فوتون های آبی و برای کمیت از فوتون های قرمز استفاده می کنند. فوتون های سبز که بین این دو قرار می گیرند، نه انرژی دارند و نه تعداد. بنابراین گیاهان این گونه سازش یافته اند که میزان کمتری از آنها را جذب کنند. فرآیند فتوسنتزی مبنا، که یک اتم کربن را (که از دی اکسیدکربن به دست آمده) وارد یک مولکول ساده قند می کند، حداقل به هشت فوتون نیاز دارد. یک فوتون لازم است تا پیوند اکسیژن-هیدروژن در آب شکسته شود و بدین وسیله یک الکترون برای واکنش های زیست شیمیایی به دست آید. کلاً چهار پیوند این چنینی باید شکسته شود تا یک مولکول اکسیژن ایجاد شود. هر کدام از آن فوتون ها برای یک واکنش نوع دوم و تشکیل قند، حداقل با یک فوتون دیگر همراه می شود. هر فوتون باید یک حداقل مقدار انرژی داشته باشد تا واکنش ها را به راه بیندازد.


راهی که گیاهان از آن طریق نور خورشید را درو می کنند، خود یک اعجاب طبیعت است. رنگدانه های فتوسنتزی (مثل کلروفیل) مولکول هایی منزوی نیستند. هر کدام از آنها در شبکه یی مثل یک آنتن چندشاخه به نحوی تنظیم شده اند که فوتون های یک طول موج خاص را بگیرند. کلروفیل اختصاصاً نور آبی و سرخ را جذب می کند و رنگدانه های کاروتنوئید ته رنگ نسبتاً متفاوتی از آبی را می گیرد. کل این انرژی به یک مولکول کلروفیل خاص در مرکز یک واکنش شیمیایی سرازیر می شود که در آن آب می شکند و اکسیژن آزاد می شود.

این فرآیند سرازیر شدن، کلید آن است که رنگدانه ها چه رنگی را انتخاب می کنند. مجموعه مولکول ها در مرکز واکنش، تنها در صورتی می تواند واکنش های شیمیایی انجام دهد که یک فوتون قرمز یا یک مقدار معادل انرژی به شکلی دیگر دریافت کند. برای بهره بردن از فوتون های آبی، رنگدانه های این آنتن به اتفاق هم، انرژی بیشتر (از فوتون های آبی) را به انرژی کمتر (سرخ تر) تبدیل می کنند. این فرآیند زمانی آغاز می شود که یک فوتون آبی به یک رنگدانه جاذب آبی برمی خورد و به یکی از الکترون های مولکول انرژی می دهد. وقتی آن الکترون دوباره به حالت اصلی اش برمی گردد، این انرژی را آزاد می کند، اما به خاطر افت انرژی در اثر گرما و ارتعاش ها، نسبت به انرژی جذب شده انرژی کمتری را آزاد می کند.

مولکول رنگدانه انرژی خود را نه به شکل یک فوتون دیگر که به صورت یک برهم کنش الکتریکی آزاد می کند که یک مولکول رنگدانه دیگر می تواند آن انرژی را در سطح پایین تر جذب کند. این رنگدانه هم به نوبه خود مقدار انرژی کمتری را آزاد می کند و به همین ترتیب فرآیند ادامه می یابد تا اینکه انرژی فوتون آبی ابتدایی به قرمز فروکاسته شود. آرایش رنگدانه ها می تواند سبز-آبی، سبز یا زرد را هم به قرمز تبدیل کند. مرکز واکنش، به عنوان انتهای دریافت کننده این آبشار، برای جذب کم انرژی ترین فوتون های موجود سازش می یابد. روی سطح سیاره ما، فوتون های قرمز فراوان ترین و کم انرژی ترین فوتون در طیف مرئی هستند.

برای فتوسنتزکنندگان زیر آب، فوتون های قرمز الزاماً فراوان ترین نیستند. آشیان های نوری به خاطر ----- شدن نور توسط آب (با مواد معلق و خود ارگانیسم های سطح آب) با عمق تغییر می کند. نتیجه، لایه بندی آشکار اشکال حیاتی بنابر آمیزه رنگدانه های آنهاست. ارگانیسم های لایه های پایین تر آب رنگدانه هایی دارند که برای جذب رنگ های نور باقیمانده از لایه های بالاتر سازش یافته اند. برای مثال جلبک ها و ساینوباکتری ها (باکتری های سبز-آبی) رنگدانه هایی دارند به نام فیکوبیلین ها که فوتون های سبز و زرد را درو می کنند. باکتری های مولد غیراکسیژنی، کلروفیل هایی دارند که نور انتهای سرخ و نزدیک فروسرخ را جذب می کنند؛ که این تمام آن چیزی است که تا آن اعماق تاریک نفوذ می کند.

ارگانیسم هایی که با شرایط کم نور سازش یافته اند، به رشد کندتر تمایل دارند، چون باید برای دروی آن مقدار نوری که برایشان موجود است، بیشتر تلاش کنند. در سطح سیاره ما که نور فراوان است تولید رنگدانه های اضافی برای گیاهان مضر است، بنابراین آنها در استفاده از نورشان انتخابی عمل می کنند. اصول تکاملی مشابهی هم در دنیاهای دیگر برقرار است.

درست همان طور که موجودات آبزی با نور فیلترشده آب سازش یافته اند، ساکنان خشکی هم با نور فیلترشده توسط مولکول های گازهای جو سازش یافته اند. در بالای اتمسفر زمین، فوتون های زرد (در طول موج ۵۶۰ تا ۵۹۰ نانومتر) فراوان ترین نوع هستند. تعداد فوتون ها در طول موج های بلندتر به تدریج و در طول موج های کوتاه تر به تندی کاهش می یابد. با عبور نور خورشید از لایه های بالایی جو، بخار آب نور فروسرخ را در چندین طول موج و فرای ۷۰۰ نانومتر جذب می کند. اکسیژن در ۶۸۷ و ۷۶۱ نانومتر خطوط جذبی ایجاد می کند . همه می دانیم که ازن، امواج فرابنفش (UV) را در استراتوسفر به شدت جذب می کند، اما کمتر کسی می داند که اندکی از گستره نور مرئی را هم جذب می کند.

برای جمع بندی، اتمسفر ما حد و مرز دریچه هایی را تعیین می کند که پرتوها از آن راه می توانند به سطح سیاره برسند. دریچه پرتو مرئی در حاشیه آبی، با افت شدت فوتون های طول موج کوتاه تابشی خورشید و جذب UV توسط ازن و در حاشیه سرخ با خطوط جذبی اکسیژن تعریف می شود. اوج فراوانی فوتون، با جذب کنندگی وسیع نور مرئی توسط ازن، از زرد به قرمز تغییر می یابد (حدود ۶۸۵ نانومتر). گیاهان با این طیف که عمدتاً توسط اکسیژن تعیین شده سازش یافته اند، در عین حال گیاهان همانی هستند که اکسیژن را به اتمسفر فرستادند تا کار را آغاز کنند. وقتی ارگانیسم های فتوسنتزی ابتدایی برای نخستین بار روی زمین نمایان شدند، اتمسفر فاقد اکسیژن بود؛ بنابراین آنها باید از رنگدانه هایی متفاوت از کلروفیل استفاده کرده باشند. تنها با گذشت زمان و تغییر ترکیب اتمسفر توسط فتوسنتز، کلروفیل به عنوان بهترین گزینه پدیدار شد.

شواهد فسیلی قاطع فتوسنتز به ۴/۳ میلیارد سال پیش برمی گردد، اما فسیل های قدیمی تر نشانه هایی را در خود دارند که می تواند بیانگر فتوسنتز باشد. فتوسنتزکنندگان ابتدایی مجبور بودند کار خود را زیر آب آغاز کنند، تا حدی به خاطر اینکه آب محلول خوبی برای واکنش های زیست شیمیایی است و تا حدی به این دلیل که حفاظی در برابر پرتو UV خورشید فراهم می کند. این فتوسنتزکنندگان نخستین باکتری های زیرآبی بودند که فوتون های فروسرخ را جذب می کردند. واکنش های شیمیایی آنها به جای آب شامل هیدروژن، سولفیدهیدروژن یا آهن می شد، بنابراین آنها گاز اکسیژن تولید نمی کردند. فتوسنتز مولد اکسیژن (اکسیژنی)


۷/۲ میلیارد سال پیش توسط ساینوباکتری ها در اقیانوس آغاز شد. سطوح اکسیژن و لایه ازن به تدریج ساخته شدند و امکان پدید آمدن جلبک های سرخ و قهوه یی میسر شد. با امن شدن آب های کم عمق از شر UV، جلبک های سبز تکامل یافتند. آنها فاقد فیکوبیلین بودند و با نور روشن آب های سطحی بهتر سازش یافتند. گیاهان خشکی هم در نهایت از جلبک های سبز نشأت گرفتند و آنگاه انفجار پیچیدگی در حیات گیاهی پیش آمد، از خزه ها و گیاهان جگری در خشکی گرفته تا گیاهان آوندی با چترهایی بلند که نور بیشتری را می گرفتند و برای اقلیم های خاص سازش های خاصی داشتند مثل تکامل درختان مخروطی با تاج هایی مخروطی شکل که باعث می شود در عرض های جغرافیایی بالا با زاویه تابش کم خورشید، نور کافی بگیرند. گیاهان سازگار با سایه، دارای آنتساینین به عنوان کرم ضدآفتاب در برابر نور بیش از حد است. کلروفیل سبز نه تنها با ترکیب فعلی اتمسفر مناسبت خوبی دارد که به حفظ این ترکیب هم یاری می رساند . شاید تکامل در گام دیگر از ارگانیسمی حمایت کند که با استفاده از فیکوبیلین هایی که نور سبز و زرد را جذب می کنند، از سایه زیر چتر درختان بهره می برند. اما ارگانیسم های آن بالا احتمالاً هنوز سبز باقی می مانند.


نانسی کیانگ
ترجمه؛ الهیار امیری
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 21:41  توسط ایوب  | 


فکر نمی کنم انسانی باشد که با شنیدن یک واقعه طبیعی، در بهت و حیرت فرو نرفته و اعتقادش به وجود نظم در کارگاه هستی چند برابر نشود؛ اما باورتان می شود گیاهانی که همیشه بی سروصدا در اطراف ما رشد می کنند و بزرگ می شوند و بسیاری از ما کوچکترین توجهی هم به آنها نداریم ، از خود ما باهوش تر باشند؟
هر چند وجود هوش در گیاهان دقیقا مطابق تعریفی نیست که برای هوش انسان بیان می شود اما شاید بتوان گفت شیوه مقابله و برخورد با عوامل محیطی و عملکرد از طریق ژنها، قرنهاست که از گیاهی به گیاه دیگر منتقل شده است.
ویژگی های منحصر به فرد گیاهان بشر را وا می دارد تا گیاهان را واجد هوشی اعجاب برانگیزتر از هوش انسانی بدانند. محققان هر چه در تحقیقات خود بیشتر پیش می روند در این زمینه ها با شگفتی های باورنکردنی تری مواجه می شوند؛ اما هنوز هم بر سر این که باید اسم این قابلیت گیاهان را برقراری ارتباط موثر و مفید با محیط چه گذاشت متفق القول نیستند، اما دکتر طباطبایی ، عضو هیات علمی دانشگاه تهران می گوید این چیزی جز هوش نمی تواند باشد.
گیاهان نیز مثل جانوران از سیر تکاملی خاص گذر کرده و طی قرنها تغییراتی را در اندام و سازوکار خود دیده اند. شاید باورتان نشود اما بسیاری از جنبه های تکامل گیاهان حتی از حیوانات هم پیچیده تر است؛ هرچند گیاهان از نظر تکلم ، حرکت و عکس العمل سریع و برخی مکانیسم های دیگر از حیوانات عقب تر هستند، ولی از لحاظ ترکیبات و فرآیندهای شیمیایی مثل تولید موادی که خاصیت دارویی دارند و ترکیبات ثانویه نامیده می شوند از جانوران بسیار پیچیده تر عمل می کنند.
نکته جالب این که با وجود سیستم عصبی در جانوران فرآیند تصمیم گیری در جانوران توجیه مشخص و بارزی دارد. دانشمندان علوم گیاهی به اجماعی در ارتباط با منشا عکس العمل های گیاهان و بذرهایشان به شرایط محیطی نرسیده اند و این موضوع به معمای پیچیده ای برای گیاه شناسان تبدیل شده و مکانیسم تصمیم هایی که گیاه می گیرد هنوز بدرستی تشخیص داده نشده است ، به عنوان مثال هنوز کاملا معلوم نیست که یک گیاه چگونه حضور یک گیاه متخاصم را کنار خود احساس می کند و برای پیروز شدن در رقابت با آن از خود مواد سمی ترشح می کند تا رشد گیاه مجاور را کم کند. گیاهان می توانند خود را با شرایط اقلیمی که هنوز نیامده است ، وفق دهند.
آنها هواشناس های خوبی هستند. بخوبی می دانند که چه موقع باید جوانه بزنند و چه موقع گل بدهند و چه موقع دانه های خود را پراکنده کنند و دانه ها می دانند چگونه خود را به نقطه مساعد و مناسب برای جوانه زدن برسانند.
عوامل اقلیمی و خاکی متعددی بر سازوکارهای گیاهان و تعیین محل سکونت آنها نقش دارند؛ ولی چه کسی می داند که گیاه این معادله چند مجهولی را چگونه حل می کند تا در یک شرایط خاصی یک واکنش را انجام بدهد یا نه و اگر انجام می دهد با چه شدت و سرعتی؟ چگونه یک گیاه خود را با شرایط اطراف خود سازگار می کند؟ بعضی متخصصان این واکنش های گیاهان را به هوش گیاهی تعبیر می کنند و گیاهان را واجد چنین هوشی می دانند.
● گیاهان می فهمند چه می کنند؟
اما سوال این است که گیاهان دارای چه بخشهایی از هوش هستند؟ «توانایی آموختن از راه تجربه» یکی از مشخصه های هوش است که هیلگارد به آن اشاره کرده است و در گیاهان بسیار دیده می شود.
هر گیاه از یک تجربه تلویحی چند هزار ساله برای شناخت محیط اطراف خود چه اقلیم و چه خاک برخوردار است. گندم بهتر از هر کس می داند که پس از جوانه زنی و رشد اولیه در پاییز باید به انتظار سرمای سخت زمستان باشد و هفته ها پیش از رسیدن فصل سرما خود را برای مقابله با آن آماده می کند و همین طور نیک می داند که باید پیش از فرارسیدن فصل خشک و گرم تابستان دوره رشد خود را تمام کند و جهت بقای نسل به میزان مناسب بذر که تحمل شرایط سخت را دارد تولید کند.
سازگاری گیاهان هر منطقه خود گویای این نکته است که این گیاه براساس تجربه های تاریخی دریافته که برای سازگاری با محیط باید از چه ویژگی های ژنتیکی و فنوتیپی و چه خصوصیاتی برخوردار باشد.
دکتر محمد طباطبایی عضو هیات علمی دانشگاه تهران در این ارتباط می گوید: «گیاهان خیلی هم از ما باهوش ترند، چرا که آنها از تجربیات پیشینیان خود برای سازگاری با محیط استفاده می کنند و در هر شرایطی که تطابق پیدا کرده اند، بهترین استفاده را از محیط می کنند. آنها ضعف خود یعنی قدرت حرکت کمتر را با سازگاری بیشتر با شرایط موجود پوشش داده اند. پیشنهادی که همه روان شناسان به ما انسان ها می کنند، ولی کو گوش شنوا!
شاید شما هم شنیده باشید که می گویند آدم هوشمند کسی نیست که از همه چیز بهره مند است ، بلکه کسی است که از دارایی های موجود بهترین استفاده را می کند و خود را با شرایط محیط سازگار می کند؛ کاری که گیاهان استاد آن هستند. در سخت ترین شرایط بیابان و باتلاق و شوره زارها می توانند خود را سازگار کنند.
اگر چه مکانیسم های فیزیولوژیک و ژنتیکی فرآیندهای سازگاری و مقاومت گیاهان به شرایط بد محیطی تا حد زیادی شناخته شده است ، اما مساله مهمی که ذهن گیاه شناسان و اکولوژیست ها را به خود مشغول کرده است وجود چنین قابلیت های پیچیده ای در ساختاری به ظاهر ساده است و این از نشانه های عظمت خلقت است.»
● گیاهان با هم مبارزه می کنند
مثالهای بسیاری در ارتباط با هوش و قدرت تصمیم گیری اعجاز برانگیز در گیاهان وجود دارد. مثل اللوپاتی ، زمین گرایی ریشه و رشد هوایی ساقه ، گل دهی و خواب زمستانه گیاه و جوانه زنی بذر در زمان کاملا مشخص ، شکار حشرات توسط گیاهان گوشخوار، همزیستی با سایر موجودات مثل قارچ و باکتری ها اعم از باکتری های تثبیت کننده ازت و قدرت مقابله با بیماری های گیاهی ، مقابله با تنشهای محیطی مثل خشکی ، شوری و سرما و کسب مکانیسم های مقاومت در برابر آنها و از همه مهمتر تولید متابولیت (مواد) ثانویه به میزان مورد نیاز که بشر از این مواد به عنوان داروهای گیاهی بهره برداری می کند. مسلما چنین تخصص هایی از یک موجود دارای هوش انتظار می رود.
بسیاری از دانشمندان تحقیقاتی را شروع کرده اند که ثابت کنند گیاهان به موسیقی پاسخ می دهند. در واقع پیش فرض آنها این است که گیاهان دارای هوش موسیقیایی هستند.
شاید یک جانور مثل خفاش یا کرم خاکی بتواند بخش عمده ای از دوره زندگی خود را در شرایط بدون نور بگذراند، ولی هیچ گیاهی بدون نور نمی تواند رشد کند، از این رو از لحاظ هوش بصری از برخی جانوران جلوترند و بیش از همه جانوران کیفیت نور را تشخیص می دهند.
خود فرایند فتوسنتز و روابط آن با عوامل محیطی و فیزلوژیک (درونی) با پیچیدگی های عظیمش نمودهای عجیبی از کنترل درونی از طریق یک سیستم با هوش است.
وقتی مسیر فرآیند فتوسنتز را در گیاهان موسوم به کراسولاسه (مثل آناناس و کاکتوس) که در شرایط بسیار خشک سازگار شده اند، مطالعه کنیم ، به یکی از عجیب ترین و تحسین برانگیزترین موفقیت های گیاهان در برابر شرایط سخت محیطی برمی خوریم.
این گیاهان به طریقی مسیر فتوسنتزی خود را تغییر داده اند که به بهترین نحو ممکن با شرایط خشک سازگار شده اند. در اینجا مجال شرح این سازگاری نیست؛ اما باید اعتراف کرد که اگر پیش از شناخت این فرآیند، باهوش ترین دانشمندان دنیا را کنار هم جمع می کردید که سیستمی برای فتوسنتز در شرایط خشک طراحی کنند، هرگز نمی توانستند راهکاری حتی شبیه این فرایند پیشنهاد کنند.
صد البته این مثال فقط یکی از هزاران مورد سازگاری است که گیاهان با محیط اطراف خود نشان داده اند و هوش و استعداد خود را برای زیستن بهتر و زندگی سالم تر به رخ کشیده اند.
● گیاهان موجوداتی اجتماعی اند
دکتر طباطبایی می گوید: با مطالعه جامعه شناسی گیاهی به مثالهای بسیار جالبی از هوش گیاهی برمی خوریم. گونه هایی هستند که فقط در کنار هم می توانند زندگی کنند. یعنی حضور یکی حتما همراه با حضور دیگری است.
این گونه های همراه ، گویی حضور یکدیگر را درک می کنند و کنار هم بسیار بهتر و قوی تر رشد می کنند و برخی گونه های دیگر انگار با هم قهرند! مکانیسم های پراکنش بذرگیاهان در شرایط مختلف محیطی متفاوت است.
در شرایط سخت محیطی ، آنها بذر زیاد با پراکنش وسیع تولید می کنند تا شاید تعدادی از آنها بتوانند جان سالم به در ببرند و ادامه نسل ممکن باشد.
اگر بذرهای یک گونه بومی را که از یک گیاه مادری به دست آمده اند، در شرایط مطلوب جوانه زنی قرار دهیم ، به پدیده جالبی برمی خوریم. آنها هرگز همه با هم و در یک زمان جوانه نمی زنند.
تعدادی بلافاصله جوانه می زنند و بسیاری حتی تا چند ماه در همان شرایط (در حالی که از یک گیاه مادری زاده شده اند) باقی می مانند. این پدیده برای بقای نسل آنها و حفاظت از تنشهای احتمالی بسیار ضروری است. بسیاری از بذرهای گیاهان مناطق خشک برای جوانه زنی به باران فراوان نیازمندند تا مطمئن شوند که برای آینده آب کافی در اختیار دارند. در غیر این صورت جوانه نخواهند زد.
انگار پدرانشان به آنها وصیت کرده اند که گول باران های ضعیف را نخورند؛ چرا که برای آنها رطوبت لازم را تا انتهای دوره رشد تامین نمی کنند.
در نتیجه باران های ضعیف اگر چه برای جوانه زنی بذر رطوبت مناسب را تامین می کنند، ولی بذر ترجیح می دهد همچنان در خواب بماند و منتظر باران شدیدتری باشد. اما بشر با هوش گیاهان چه کرده است؟ اکثر قریب به اتفاق روشهای اصلاح نباتات برای آماده سازی گیاهان برای کشت و زرع در جهت زدودن سابقه تاریخی و تجربیات موجود در حافظه گیاهان و از بین بردن حساسیت آنها به شرایط محیطی بوده است. در واقع ، گیاهان امروزی زراعی گوش به فرمان انسانند و مانند برده ای عقل و درایت خود را پاک باخته اند.
آنها دیگر به طول روز حساس نیستند، دیگر برای جوانه زنی در زمان مناسب به خواب نمی روند، در نتیجه نمی توانند دوره زندگی خود را جوری تنظیم کنند که به سرما یا گرما برخورد نکنند و اگر از سوی انسان در تاریخ نامساعدی کشت شوند، از سرما یا گرما از بین می روند.
بذرهای گیاهان اهلی اگر نزدیک سطح خاک قرار نمی گرفتند، جوانه نمی زدند. آنها نور را می فهمیدند. اما گیاهان زراعی امروزی اصلا برای جوانه زنی کاری به نور ندارند و خیلی خرفت وار حتی در عمق دو متری هم جوانه می زنند و دستی دستی خود را از بین می برند.

پایگاه زیست شناسی ایران
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 21:40  توسط ایوب  | 

آفتکشها و سیستم تولید مثل در انسان:

آفتكشها دارای اثرات مخرب و سمی روی اندامهای تولید مثلی، تداخل در اعمال هورمنی، عقیمی مردان و زنان و دوره های قاعدگی نامنظم در زنان هستند. تحقیقات نشان داده است كه سموم آفتكشها باعث سقط جنین، عدم رشد فكری، اثرات مخرب ساختمانی در بدن هنگام تولد و نقصهایی در اعمال و بافتهای بدن می شوند.
در بررسی های بعمل آمده در آمریكا مشخص شده است كه سم كپون باعث كاهش حركت اسپرم و كوتاه شدن عمر آن می شوآفتكشها د. در تحقیقی دیگر آشكار گردیده است كه سم كارباریل باعث ایجاد اشكال غیر طبیعی در اسپرم می شود. همچنین مشخص گردیده است كه علفكش ۲۴D برای دستگاههای تولید مثلی بدن مسمومسیت زا است بطوری كه آزمایشات نشان داده است كه بین این سم و كاهش تعداد اسپرم ، افزایش اسپرمهای بدشكل ارتباط مستقیم وجود دارد.
بررسیهای انجام شده روی ۸۰۰ مرد نشان داد كه میزان باروری مردانی كه در محیط كارشان با سموم مواجه هستند در مقایسه با سایر افراد كاهش معنی داری دارد. تحقیقات مشابهی در هلند روی باغداران نشان داد كه این افراد مدت زمان بیشتری برای بچه دار شدن شدن نیاز دارند این مدت در بهار و تابستان كه علفكشها بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند تقریبا دو برابر است. تعداد افراد عقیم در این نحقیق ۲۸ درصد بود در حالی كه در افراد شاهد این مقدار تنها ۸ درصد مشاهد شد.
همچنین تحقیقات دیگری در كانادا نشان داد كه میزان باروری در این افراد ۵۰ تا ۸۰ در صد نسبت به سایر افراد كمتر است.تحقیقات انجام شده در كالیفرنیا نشان داد ۷۰ درصد از افرادی كه در منزل از سموم استفاده می كنند عقیم هستند. تحقیقات نشان داده است زنانی كه در محیطی با آبهای آلوده به سموم زندگی می كنند د رمقایسه با سایر افراد تاخیر قابل ملاحضه ای در رشد درون رحم دارند. تحقیقات در آلمان روی معلمینی كه در محیط كارشان چوبها را با لیندن ضدعفونی می كنند نشانداد كه كودكانی با وزن كمتر و اندازه های كو چكتری بدنیا می آورند.
در حال حاضر تاکید جمهوری اسلامی ایران در امر صادرات معطوف به صادرات کالاهای غیرنفتی است. کشور جمهوری اسلامی ایران به علت دارا بودن تنوع آب و هوا یی و زیست محیطی دارای انواع و اقسام محصولات کشاورزی و با ارزش است. از اقلام غیر نفتی صادراتی ایران میتوان به فرش، پسته، خشکبار، زعفران، خاویار و سایر محصولات کشاورزی اشاره نمود
CCPR مخفف عبارت Codex Committee on Pesticide Residues یا کمیته باقیمانده سموم کدکس می باشد. یکی از وظایف این کمیته تعیین حداکثر باقیمانده سموم MRL در مواد غذایی می باشد. کلیه کشورها در صورتی اجازه ورود محصولات کشاورزی را می دهند که این محصول دارای تائیدیه معتبر از یکی از آزمایشگاه های مورد تائید کدکس Good Laboratory Practice - GLP مبنی بر میزان باقیمانده سموم مورد تائید کدکس باشد. این مهم برای بسیاری از کشورهای پیشرفته و پیشرو مورد توجه قرار دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 20:53  توسط ایوب  | 

ازت

يت ازت به روش همياري
دكتر محمدجواد روستا، استاديار مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي فارس

مقدمه
كودهاي بيولوژيك كه با استفاده از ميكروارگانيسم هاي مفيد خاك توليد مي شوند در سالهاي اخير مورد توجه بيشتري قرار گرفته اند. مشكلات اقتصادي ناشي از افزايش رو به رشد بهاي كودهاي شيميايي از يك سو و مسائل زيست محيطي مرتبط با مصرف غير اصولي اين كودها از قبيل ايجاد آلودگيهاي محيطي. افت سطح حاصلخيزي خاك و كاهش كيفيت محصولات از سوي ديگر، موجبات اين حسن توجه را فراهم آورده اند.

تلاش براي بهره گيري از سيستم هاي بيولوژيك تثبيت كننده ازت به عنوان مناسبترين جايگزين براي كودهاي ازتي ابعاد گسترده تري يافته و جلوه هاي روشني از امكان تحقق آرمان ديرينه محققان بري استفاده از اين پديده مفيد در كشت محصولات استراتژيك مانند انواع غلات ظاهر شده است.يكي از روشهاي توليد كودهاي بيولويك استفاده از باكتريهاي هميار(Associative) است.
همياري بين باكتريها وگياهان كه همياري همزيستي(Associative Symbiosis) نيز ناميده مي شود به معني ارتباط متقابلا مفيد بين باكتريها و گياهان بدون تشكبل اندام همزيستي خاص مي باشد. پتانسيل واقعي تثبيت ازت به اين روش در حدي است كه مي تواند تا 50 درصد از ازت مورد نياز گياه را تامين
نمايد.

دلايل تثبيت ازت به روش همياري
- افزايش ارت كل تثبيت شده در بعضي مناطق كه تثبيت ازت به روش همياري مي تواند بهترين دليل براي اين افزايش باشد ؛
- احياي استيلن به اتيلن توسط قطعات ريشه، ريشه و خاك اطراف آن و همچنين توسط گياه دست نخورده ؛
- وارد شدن 15Nاز 15N2به بعضي گياهان.

انواع همياري :
1- همياريهاي فيلوسفري
فيلوسفر(سطح برگ گياهان) به دليل عرضه رطوبت وتركيبات مختلفي از جمله كربوهيدراتها، جايگاه مناسبي براي فعاليت بعضي ميكروارگانيسمها به شمار مي رود. باكتريهاي گرم منفي وحاوي رنگدانه هاي زرد و مخمرها در فيلوسفر فراوان تر هستند. بعضي ازباكتريهاي هتروتروف و سيانوباكتريهاي موجود در سطح برگ مي توانند ازت مولكولي هوا را تثبيت كنند. اين باكتريها از انواع هوازي ، بيهوازي و هتروتروفهاي اختياري هستند.
گياهان ميزبان از جنسهاي مختلف گياهي بوده و از نظر جغرافيايي در تمام نقاط دنيا پراكنده هستند ولي به دليل بالا بودن ميزان رطوبت در مناطق حاره ، فيلوسفر گياهان اين مناطق شرايط مناسب تري را براي فعاليت ميكروارگانيسمهاي تثبيت كننده ازت فراهم مي كند. باكتريهاي تثبيت كننده ازت در فيلوسفربيشترمتعلق به خانواده انتروباكترياسه و ازتوباكترياسه هستند. ميزان تثبيت ازت توسط اين همياري در حد چند كيلوگرم در هكتار برآورد شده است.
2- همياريهاي ريزوسفري
همياري بين باكتريهاي تثبيت كننده ازت به روش همياري و گياهان ميزبان بدون تشكيل اندام تمايز يافته خاصي در ريشه اين گياهان صورت مي گيرد. باكتريهاي هميار ، علاوه بر تثبيت ازت مي توانند با ترشح مواد محرك رشد باعث افزايش رشد گياه شوند. اولين مورد همياري بين باكتريها و گياهان در سال 1972 ميان باكتري ازتوباكتر پاسپالي و گياه پاسپالوم نوتاتوم گزارش گرديد. برآورد شده است كه اين باكتري مي تواند در همياري با گياه ميزبان ساليانه تا 90 كيلوگرم در هكتار ازت تثبيت نمايد. همچنين مشخص شده است كه مقادير قابل توجهي ازت در اراضي كشاورزي مناطق گرمسير(حاره) مخصوصا در كشتزارهاي برنج و نيشكرو همچنين در مراتع تثبيت مي شود و بررسيها نشان داده است كه گياه برنج مي تواند 20 تا 30 درصد از نياز ازتي خود را از طريق تثبيت بيولوژيك ازت تامين نمايد.
بعد از كشف همياري بين باكتري ازتوباكتر پاسپالي و گياه پاسپالوم نوتاتوم ، همياري بين باكتريها وگراسهاي علفي و غلات در زيست ـ بومهاي طبيعي و كشاورزي در حد وسيعي مورد مطالعه قرار گرفت. اين مطالعات منجر به شناسايي جنسها و گونه هاي جديدي از باكتريهاي تثبيت كننده ازت مانند ازوسپيريلوم ،كلبسيلا ، هرباسپيريلوم ، انتروباكتر ، اروينيا ، باسيلوس ، استوباكتر و باكتريهاي شبه سودوموناس گرديد( جدول 1 ). از اين باكتريها ، مهمترين باكتري كه در سالهاي اخير توجه زيادي را به خود جلب كرده است باكتري ازوسپيريلوم مي باشد.

جدول 1 - مهمترين باكتريهاي تثبيت كننده ازت به روش همياري با گياهان غير لگوم.

جنس و گونه باكتري گياه ميزبان منبع
ازوسپيريلوم
ازوسپيريلوم ليپوفروم
ازوسپيريلوم برازيلنس
ازوسپيريلوم آمازوننس
ازوسپيريلوم هالوپريفرنس گرامينه ها
برنج ، سورگوم ، ذرت
نيشكر ، گراسها

كالار گراس
دوبرينر و همكاران ، 1988



هرباسپيريلوم سروپديكا
باسيلوس پلي ميكسا گراسها و غلات
استوباكتر نيتروكاپتانس نيشكر
انتروباكتر
انتروباكتر آگلومرانس
انتروباكتر كلوآسه
انتروباكتر آيروژنز گرامينه ها
گندم ، جو ، انواع چاودار برنج

انتروباكتر و كلبسيلا گراسها و غلات كورهونن و همكاران،1989
كلبسيلا
كلبسيلا پلنتي كولا
كلبسيلا اكسي توكا برنج
برنج
ريزوسفر برنج يو و همكاران، 1986

يوزومي و همكاران، 1984
انتروباكتر و كلبسيلا گراسها و غلات كورهونن و همكاران،1989
سودوموناس برنج واتاناب و همكاران، 1987
آلكالي ژنز فيكاليس برنج يو و همكاران، 1988

همياري باكتريهاي جنس ازوسپيريلوم و گياهان

اكولوژي و گياهان ميزبان
ازوسپيريلوم يكي از مهمترين ميكروارگانيسم هاي تثبيت كننده ازت در مناطق گرمسير مي باشد. اين باكتري با گياهان تك لپه اي مختلفي از جمله غلات مهم زراعي مانند گندم، برنج، ذرت و گياهان ديگر مانند سورگوم، نيشكر، ارزن، چاودار و گراسهاي علفي مانند ديجيتاريا و كالار گراس و همچنين با تعدادي از گياهان دو لپه اي بصورت همياري زيست مي كند. پراكنش جغرافيايي ازوسپيريلوم بسيار گسترده مي باشد، بطوريكه وجود اين باكتري در خاك و ريشه گياهان مناطق معتدل، سرد و گرمسير دنيا گزارش شده است ولي فراواني آن در مناطق گرمسير بيشتر است.

طبقه بندي
باكتريهاي جنس ازوسپيريلوم از خانواده اسپيريلاسه مي باشد. جنسهاي ديگر اين خانواده آكواسپيريلوم ، هرباسپيريلوم و كامپيلوباكتر هستند. در مورد تاريخچه بايد گفت كه در سال 1922 بيجرينك باكتري جديدي كشف كرد و ابتدا آن را ازتوباكتر اسپيريلوم ناميد ولي در سال 1925 نام آن را به اسپيريلوم ليپوفروم تغيير داد. توانايي تثبيت ازت توسط اين باكتري در سال 1963 بوسيله بكينگ با روش ايزوتوپي 15N مشخص گرديد. در سال 1978 تاراند و همكاران با تعيين درصد مولي گوانين و سيتوزين DNA باكتري ، نام ازوسپيريلوم را براي اين جنس پيشنهاد كردند زيرا درصد مولي گوانين و سيتوزين DNA اين باكتري برابر 71-69 بدست آمد كه بسيار بيشتر از درصد مربوط به جنس اسپيريلوم بود.
تاكنون بر اساس خصوصيات ظاهري و قرابت ژنتيكي، پنج گونه ازباكتريهاي اين جنس به نامهاي برازيلنس، ليپوفروم، آمازوننس، هالوپريفرنس و ايراكنس شناسايي شده و مورد تاييد قرار گرفته است.

منابع مورد استفاده
1- روستا، محمدجواد .1375. پايان نامه كارشناسي ارشد دانشكده كشاورزي دانشگاه تهران تحت عنوان بررسي فراواني و فعاليت ازوسپيريلوم در برخي از خاكهاي ايران.

2- Skinner,F.A.,R.M.Boddey and I.Fendrik (eds.).1989 . Nitrogen Fixation with Non-Legumes.Klumer Academic Publisher , Netherlands , 336PP.
3- Vose ,P.B.,and A.P.Ruschel(eds.) . 1981.Assosiative N2-Fixation , Vol1. CRC Press, Florida,215PP
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 20:46  توسط ایوب  | 

چمن

 

چمن :
چـمن بيـشترين نقش را در تصفـيه هوا وكـاهـش آلــودگی هوا را در مـحـيط های
شـهري بـر عـهـده دارد. چـمــن را هــر 15روز يـكبار كـوتاه كرده . گرد وخاك
و ذرات مـعلـق بـر روی سـطـح بـرگ چـمن ها نـشـسته و با چمن زنی از محيط
خـارج مـی شـود.
چمـن را به عنـوان بوم نقاشـی در كاشـت فضـای سـبز اسـتفاده می كنند يعنی به
عنـوان زمـينه ی فضـای سـبز اسـتفاده می شود . برای طـراحی فضای سبز ابتدا
محـل گـل و درختـان را مشـخص مـی كنند سـپس چمن كاری را در مناطق خالی
انجام می دهننند .

بايد در كاشت چمن به چند نكته توجه داشت:
1- موقعيت جغرافيايی : سـطح شـيب دار زير درختان ، منـاطق آفـتاب گير و ...
2- آب و هوا : نـوع آب وهوا بـرای پـيدا نـوع بذر منـاسب مورد نـياز مـی باشد
3- دمـا
4- رطـوبت
5- خـاك

انواع چمن : چمن ها با رنگ های مختلف در محيط های مختلف كاشته می شود
مثل چمن هايی با رنگ های نقره اي ، آبي و ...
در هـر اقـليم چـمن منـاسب بـا آن اقـليم بـايد كاشته شود . براي كاشت چمن نوع
بـهره بـرداری چمن بـايد مـشخص شـود مـثل باغ ، ويـلا ، زمـين فـوتبال ، پارك
چـمن را يـكبـار در مـحـيط كـاشـته مـی شـود و بـا مـراقـبـت مـناسـب و خـوب تـا
هـفـت سـال در محـيط بـاقی مـی مـاند .

چـمن در پـارك : چـمن كـاری در پـارك بـرای بـهره بـرداری تـفـريـحی مـی بـاشد
در اين نـوع چـمـن كـاري بـعـد از مشـخـص شـدن مـكـان مـناسـب بـرای درخـتان
و درختـچـه ها و كـاشـت گـل هـا چـمن مـنـاسـب را پـيدا كـرده و چـمـن كـاري را
درآن محل انجام می دهنند .
زيـر سـاخت هـاي‍ی كـه بـرای كـاشـت چـمن اسـتـفاده مـی شـود مـتـفاوت می باشد
مـانـنـد زه كـشـی مـنـاسـب خـاك و ...
خـاك رس بـعـد از آبــيـاری ســفـت شـده وآب را در داخـل خـود نـگـه مـی دارد
خـاك مـنـاسـب بـرای كـاشـت چـمن بـايـد دارای خـاك رس به هـمراه ماسه و كود
مـنـاسـب باشد . بـرای چـمـن كـاری خـاك رس 70 درصـد ، مـاسـه 15 درصـد
و كـود 15 درصـد بـاشـد .
كود مـناسـب بـرای چمـن كـاری بـايـد خالی از تـخـم عـلـف هـرز يا مـواد مـانـنـد
آهـك ، مـواد اضـافـی واری شـده بـه آن مـانـنـد خـورده شـيـشـه ، كـاغـذ و مـواد
آلـوده بـه بـيـماري هـا مـانـنـد قـارچ بـاشـد .
كـود مـنـاسـب بـرای چـمـن كـاری كـود حـيـوانـی ، از حـيـوانـاتـی مـانـنـد اسـب ،
وگـوسـفـنـد مـی باشـد كـه بـعد از كاشـت بـذر چـمـن بـه انـدازه 2-3 بـرابـر قطر
بـذر كـود بـر روی آن الـك مـی كـنـنـد .
زمـان مـنـاسـب بـرای دادن كـود بـه چـمـن در فـصـول رشـد چـمـن مـانـنـد بـهـار
و پـايـيـز مـی بـاشـد در فـصـل تـابـسـتـان اگـر بـه چـمن كـود داده شـود چون در
ايـن فـصـل نـيـاز گـيـاه بـه آب زيـاد اسـت در نـتـيـجـه كود در آب به مـيزان زياد
حـل شـده وبـاعـث مـی شـود ريـشـه چـمـن بـسـوزد .
خـاك زيـر چمـن را غـلـتـك كـاری مـی كــنـنــد تا زمـيـن را صـاف كـرده و بـرای
كاشـت چـمن منـاسـب كـنند اين كار برای سـطوح شيـب دار نـيز بايد انجام شود.

مـيـزان بـذر مـورد نـيـاز در مـتـر مـربـع مـتـفـاوت مـی بـاشـد . در هـر متر مربع
50 الـ‍ی 70 گـرم بـذر اسـتـفـاده مـی شـود اگـر ايـن مـيـزان بـذر بـيـشـتر از حد
مـجـاز بـاشد رنـگ بـذر هـا زرد مـی شـود اگـر مـيـزان بـذر كـمتر از مجاز باشد
در ميـان چـمـن لـكـه لـكـه هـای خـالـی قـرار مـی گـيـرد .
فـصـول كـاشـت چـمـن در تـهران در فـصـل بـهـار از اوايـل فـرورديـن تـا اواسـط
خـرداد مـاه و در فـصـل پـايـيـز از اوايـل مـهـر تـا اواسـط آبـان مـاه برای كاشت
چـمـن مـنـاسـب مـی بـاشـد . ( بـذر چـمـن هـای كـاشـتـه شـده بـعـد از 5 – 10
روز جـوانـه مـی زنـد )
بـعـد از كـاشـت بـذر بـايـد بـه چـمـن ها آب داده شـود . آب پـاشـی بـر روی بـذر
چـمـن هـا بـا اسـتـفـاده از آب پـاش هـاي‍ی كـه آب را به صـورت ريـز و پودر در
بيـاورنـد آب را بـر روی بـذر هـا مـی پـاشـنـد .
پـس از سـبـز شـدن بـحث نـگه داری از چـمن مـطـرح اسـت اولين بـحث آبياری
چمن است درتـهران آب مـورد نـيـاز بـراي چـمـن 9 لـيـتـر بـر مـتـر مـربـع است
اگـر مـقـدار آب بـيـشـتـري بـه چـمـن داده شـود يـعـنـی بـيـشـتر از 9ليتر بر متر
مـربـع بـاعث پـوسيدگـی ريـشه وبـروز بـيمـاری هـای قـارچـی چـمـن مـی شــود
اگــر مـقــدار آب كـمـتـری بــه چـمـن بـدهـنـد يـعنـی كـمـتـر از 9 لـيـتـر بـر مـتـر
مـربـع بــاعـث پــ‍‍‍ژمـوردگـی و خــشــك شـدن چــمـن و هـمـچـنـيـن تـرك خـوردن
خـاك چــمـن مـی شـود .
مـنـابـع آب مـورد نـيـاز چـمـن از چـاه هـا ، رودخـانـه هـای مـحـلـی ، جمع آوری
آب های سـطـحـی و فـاضـلاب هـا تـهـيـه مـی شـود .
بــرای جــمـع كــردن آب ها چــاه هاي عــمـيـق زده شــده تـا آب را از عـمـق بـه
سـطـح مـنـطـقـل كـنـنـد و وارد شـبـكـه آب رسـانـی تـحـت فـشـار قـرار گـيـرد


چمن

شناسایی و کاربرد

چمن یکی از اجزای اصلی و ضروری اغلب پارکها و باغها به شمار می رود و در طراحی و ایجاد فضای سبز به عنوان زمینه طراحی و کاربرد دارد.مهمترین موارد کاربرد چمن عبارتند از:

ایجاد زمین های ورزشی و بازی

فضای سبز کارخانه جات،مناطق تجاری و اداری

کاشت در بزرگراه ها به منظور دفع مواد سمی حاصل از سوخت وسایل نقلیه

در فرود گاه ها،جهت حذف گرد و عبار و در نتیجه افزایش عمر موتور هواپیما ها

به منظور افزایش تولید اکسیژن و تهویه هوا

جلوگیری از فرسایش خاک و تبخیر شدید آب از سطح زمین

چمن ها به طور کلی تحت دو عنوان چمنزارهای طبیعی و خودرو(Ture)   و چمن های زینتی و کاشتنی (Lawn) دسته بندی و بررسی می شوند.

گیاه شناسی و فیزیولوژی

چمن ها جزو تیره گندمیان(Graminae) محسوب شده و گیاهانی علفی می باشندکه در طول دوره رشد رویشی یا فاقد رشد طولی ساقه بوده و یا به میزان اندکی رشد طولی ساقه خواهند داشت.در واقع دوره رشد رویشی شامل توسعه پنجه ها(tillers) ،ریزوم و استولون می باشد.در نتیجه می توان چنین نتیجه گیری کرد که بیشتر بخش رویشی آنها شامل برگ  است.همچنین به علت اینکه ساقه ها و نقاط رشد(جوانه ها)به صورت متمرکز در نزدیک سطح زمین قرار گرفته اند،قابلیت جیده شدن در نوبت های متوالی را دارند،بدون اینکه به نقطه مریستمی آنها آسیبی وارد آید.

رشد رویشی چمن ها توسط مریستم های میان بافتی (Intecalary meristem) تامین می شود.چمن ها را معمولا با چیدن در مرحله رویشی نگه می دارند.

چمن ها در طی فرآیند فتوسنتز تولید کربو هیدرات نموده و از آن به عنوان منبع انرژی استفاده می کنند.از طرف دیگر مصرف این ذخیره کربو هیدراتی بیشتر در دوران رشد سبزینه ای  آبدار در فصل بهار صورت می گیرد.در چمن های فصل سرد بیشترین میزان انباشت کربوهیدرات و رشد ریشه در فصل پاییز که رشد پنجه ها در حد اقل است،انجام می پذیرد.

ریشه

ریشه چمن افشان و متراکم و نسبتا کم عمق می باشد.عمق ریشه اغلب کمتر از 1 متر و به ندرت بیش از 2 متر است.ریشه های بذری از ریشه چه منشاءگرفته و فقط به مدت چند هفته کار آیی دارند. پس از گذشت چند هفته ریشه های نابجا پدیدار می شوند.منشاءریشه نابجا می تواند انتهای بیخ،گره های زیر خاک،پنجه ها،استولون یا ریزوم باشد.

در چمن های فصل سرد ،بهترین زمان رشد ریشه در اوایل بهار و  پاییز است و دمای بهینه رشد ریشه اندکی کمتر از دمای مناسب رشد ساقه است.به  نحوی که ریشه حتی در زمستان هم دارای رشد می باشد،مگر اینکه زمین یخ زده باشد.

چیدن شدید و مداوم  چمن،دمای زیاد،شرایط نامساعد فتوسنبز(سایه) بر رشد ریشه تاثیر منفی دارد و   باعث افزایش رشد برگ و همچنین افزایش نسبت بخش  فوایی به ریشه گردیده که اثری منفی در رشد گیاه خواهد داشت.به عنوان یک اصل کلی وزن خشک بخش ریشه بایستی 3 برابر وزن خشک بخش  هوایی باشد.

ساقه

گیاهچه ها در طول دوره رویشی دارای ساقه نزدیک به سطح زمین و گره های ساقه بهم فشرده اند.برگها در بالای این جوانه  انتهایی توسعه یافته و به صورت غلاف رویهم قرار می گیرند.ساقه حاوی جوانه انتهایی و میانگره های کوتاه بوده و از قسمت بیخ،پنجه ها و در زیر خام ریشه ای فرعی پدید می آیند.سپس افزایش طول ساقه همزمان با تشکیل گل آذین انجام می شود.آغاز طویل شدن از محل دومین گره بوده و چنین نتیجه گیری می شود کهرشد طولی میانگره ها در دوره زایشی صورت می گیرد.نهایتا برگها در محل گره ها شروع به رشد کرده و هر برگ به وسیله غلاف به محل گره متصل است.ساقه چمن ماسوره ای و به صورت تو خالی و دارای گره و میانگره است.

پنجه زنی(Tillering)

مرحله ای از رشد رویشی گندمیان است که گره های نزدیک بهم با ایجاد پنجه اول در زیر خاک و شاخه های فرعی و پنحه های بعدی و متعاقبا ایجاد پنجه های ایجاد شده و مرحله پنجه زنی  را پدید می آورند.بنابراین تیره گندمیان قادرند به جای انشعاب ساقه در ارتفاع بالای خاک،نزدیک خاک و زیر خاک شاخه دهی  نمایند که به آن فرایند پنجه زنی گفته می شود.پنجه ها در واقع شکل پر شاخه ای از ساقه و بدون رشد طولی  هستند که بین غلاف برگ و محور اصلی رشد می کنند.در مرحله رشد رویشی ،نقطه رشد انتهایی میانگره ها و پنجه ها  کوتاه و فشرده بوده و برگها در محل گره رشد نموده،به صورت مارپیچ دور ا دور جوانه انتهایی را که نزدیک سطح زمین است فرا می گیرند که در واقع  همین امر،امکان چیدن مرتب بدون صدمه زدن به گیاه را فراهم می آورد.

پنجه زنی تحت تاثیر  اکسین و عوامل محیطی قرار دارد.پنجه زنی پاییزه و زمستانه در بقای زمستانی گیاه و آغاز رشد بهاره و پنجه زنی بهاره در بقای تابستانی گیاه موثر است.

ریزوم و استولون

ریزوم به ساقه های زیر زمینی افقی اطلاق می شود.استولون شبیه ریزوم بوده ولی رشد آن خزنده و بر روی زمین است.همچنین در سطح زمین تولید رشه می کنند.تفاوت بین ریزوم و ریشه در این است که بر روی ریزوم گره ها پدید می آید.در واقع ساقه های زیر زمینی خزنده را ریزوم و ساقه های رو زمینی خزنده را استولون گویند. که رشد طولی آنها توسط مریستم های میان بافتی صورت می گیرد.به نظر می رسد شکل گیری این نوع ساقه ها همان توسعه رویشی گیاه باشد،که در چمن های دارای این نوع ساقه ها نقش مهمی در ماندگاری و پایایی چمن خواهند داشت.از وظایف مهمی که ریزومها و استولون ها بر عهده دارند،عمل ذخیره سازی هیدرات کربن است.ریزومها و استولونها از جوانه های پایینی گیاه یا از جوانه های روی خود ریزوم و استولون منشاء می گیرند.

برگ

در چمن ها برگ شامل پهنک و غلاف(بخش پایینی)می باشد.در گیاهچه های جوان،جوانه انتهایی توسط پوشش محافظت می شود.در مراحل بعدی ناخنک(ligule)   و در برخی چمن ها گوشواره(Auricle) در انتهای غلاف توسعه می یابد.سپس پهنک از مریستم میان بافتی پایینی که در پایه پهنک و درست در بالای ناخنک قرار گرفته،رشد طولی خود را تامین می کند.

یقه برگ(Collar) ؛عبارتست از ناحیه رشد مریستمی بیم غلاف و پهنک که سلولهای آن باعث تعیین نحوه رشد و زاویه نسبت به ساقه می گردند.رنگ آن کمتر از سایر اجزای برگ است.

گل

گل دارای 3 پرچم و برچه های پیوسته بوده که یکی از آنها فعال است.مادگی دارای کلاله پردار 3-2 خامه  است.نهایتا یک تخمک تبدیل به بذر می شود.بذر عبارت است از میوه ای که شامل پوشینک بیرونی (lemma)   و پوشینک درونی (palea) است.وظیفه محافظت از گل بر عهده براکته ها می باشد.

اجزای سنبلچه شامل:

الف)پوشینه(glume) :در برگیرنده گلهای یک سنبلچه،

ب)پوشینک بیرونی:در بردارنده اندامهای نر و ماده،

ج)پوشینک درونی،می باشد.

گل دارای 2 لودیکول می باشد.گلپوشها تحلیل رفته و در هنگام خروج بساک،متورم شده و گلچه را باز میکند و سپس باعث بسته شدن آن می شود.

منبع:چمن ؛  فناوری،احداث و نگهداری تالیف:مهندس افشین فلاحیان

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 20:35  توسط ایوب  | 

مفتیوک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 22:15  توسط ایوب  | 

مفتی


Copyright © 2005 Elsevier Ltd All rights reserved.

Plantnext term separation: 50 ways to leave your mother

Michael W Lewis, Michelle E Leslie and Sarah J LiljegrenE-mail The Corresponding Author

University of North Carolina, Department of Biology, Chapel Hill, North Carolina 27599, USA

Available online 5 December 2005.

One of the remarkable features of previous termplantsnext term is their ability to shed organs, such as leaves, seeds, flowers, and fruit. Genetic analysis of fruit dehiscence and floral organ shedding in Arabidopsis is revealing the pathways that underlie these distinct separation events. The transcriptional network that patterns the fruit links factors that regulate organ previous termpolaritynext term and growth with those that control previous termdifferentiationnext term of the three cell types that are required for dehiscence. Transcriptional regulators that pattern the proximal–distal axis in developing leaves are required for floral organ shedding, and chromatin-modifying complexes might globally regulate genes that affect flower senescence and abscission. Ground-breaking studies have also recently identified a hydrolytic enzyme that is required for microspore separation during pollen development, and the first transcription factor controlling seed abscission.

Article Outline

Introduction

Separation events play key roles throughout the lives of plants, from sculpting their form to scattering their seeds. They are also intricately entwined with the advent of agriculture and human history: our ancestors began domesticating crop plants by selecting grains and legumes that had reduced seed-shattering characteristics. Contemporary research aims to uncover the molecular circuitry that underlies the organ patterning, differentiation, signaling, hormone interactions, and enzymatic activities that are required for precisely timed, coordinated separation events. Understanding how these processes transpire in model plants should suggest new approaches to improve agriculture for future farmers.

We consider a separation event as any process that dissolves the adhesive substance (middle lamella) that holds plant cells together and/or that degrades their cell walls. Abscission refers to separation events in which entire organs such as leaves, fruit, or floral organs are shed; whereas dehiscence describes events that involve the release of an organ's internal contents, such as when a fruit opens to scatter its seeds. During these events, separation usually occurs in specialized, narrow bands of cells termed abscission and dehiscence zones (AZ and DZ) (Fig. 1 and Fig. 2). While each separation event has inherently unique features, and therefore is probably controlled by novel regulators, some conservation is expected, particularly with regard to the types of cell-wall-modifying enzymes that are employed. In this review, we highlight recent breakthroughs in understanding fruit dehiscence and floral organ abscission in Arabidopsis, and the promising forays made into the investigation of other separation processes involving seeds, fruit, leaves, pollen, and roots.



 


 

Fig. 1. Transcriptional networks pattern the Arabidopsis fruit for seed dispersal. A diagram of the cross-section of an Arabidopsis fruit illustrates the three cell types that are required for fruit dehiscence: the separation layer and the lignified layer at the valve margin and the lignified endocarp b layer in the valve. Separation within the seed abscission zone releases each seed from its funiculus. JAG, FIL, and YAB3 redundantly promote the expression of FUL throughout the valve and of SHP1 and SHP2 at the valve margin. SHP activity, in turn, promotes the expression of IND and ALC. IND–ALC heterodimers might direct the differentiation of the separation layer, whereas IND and an unknown bHLH partner regulate the lignified layer. The expression of SHP, IND and ALC is restricted from the valve by FUL, whereas RPL regulates the replum boundary of SHP, in part, by regulating the expression of JAG and FIL. The activities of FUL, IND, SHP, and ALC are each required for differentiation of the endocarp b layer. The expression of STK in the funiculus is required for the formation of the seed abscission zone.


 


 

Fig. 2. Floral organ shedding pathways in Arabidopsis. (a) Diagram of an Arabidopsis flower after pollination. The three outer whorls of sepals, petals, and stamens are attached at the base of the flower, and have discrete abscission zones (AZ). (b) Proposed flowchart of events that lead to floral organ abscission and the genes acting at each stage. Initially, floral organs must be properly patterned so that abscission zones differentiate at their bases. BOP activity might establish the proximal identity of the floral organs, and thus allow formation of the abscission zone. After fertilization, the ethylene signaling pathway, which includes ETR1 and EIN2, stimulates senescence and abscission. As a result of changing auxin gradients in the floral organs, ARF2, along with ARF1, NPH4 and ARF19, might promote senescence in part by regulating ethylene biosynthesis. DAB1 might promote senescence and floral organ shedding in an ethylene-independent pathway, whereas chromatin-modifying complexes that contain ARP4 and ARP7 might regulate suites of genes that affect the onset of flower senescence and abscission. The MADS-box gene AGL15 is probably one of many genes that must be downregulated before senescence. DAB2 and DAB3 specifically affect the timing of floral organ shedding, although their roles remain to be defined. Once abscission is initiated, a cascade of enzymatic activity modifies the walls of AZ cells and dissolves the middle lamella. Secretion of the putative ligand IDA and signaling through an unknown receptor, such as HAESA, is predicted to regulate a crucial aspect of this cell separation activity. Genes that have been identified through mutant analysis, RNAi or antisense experiments, and ectopic expression studies are shown in boldface, plain type, and with a shaded background, respectively.


 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 22:7  توسط ایوب  | 

مفتی3

یکی از ویژگی های قابل توجه در گیاهان توانایی آنها در ریختن اندام هایی چون برگها ، دانه ها،گلها و میوه ها است .تجزیه ژنتیکی میوه های شکفته و اندامهای گلدار ریخته شده در آرابیدوپسیس مسیرهای عبوری و فرایندهای جدایی اینها را مشخص می کند.شبکه رونویسی وجود دارد که میوه ها برای تنظیم قطبیت اندامها و کنترل رشد با تمایز یافتن آنها از ان الگو می گیرند،که اینها از سه نوع سلول مورد نیاز برای شکوفایی میوه ها می باشند.تنظیم رونویسی که الگو می گیرد از محورهای دیاستال اولیه در پیشرفت برگها که برای اندامهای گلدار در حال ریزش مورد نیاز است وتغییر کمپلکس کروماتینی توسط تنظیم  بیان
ژن انجام می شود که اثر آن در پیری و ریزش گلها ایجاد می شود.مطالعات شکست میدانی اخیرا نشان می دهد  آنزیم های هیدرولیتیک که مورد نیاز برای جدایی میکروسکوپی در طول روند گرده افشانی  است اولین فاکتور رونویسی دانه شکفته شده را کنترل می کند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 22:5  توسط ایوب  | 


نزدیک به 200 سال نسلهای متوالی از مردان در گروههای چند نفری یا به تنهایی در جزیره متروک و کوچک نوا اسکونیا به کندن چاه و حفر تونل برای پیدا کردن گنجی کلان مشغول شده بودند.
نزدیک به 1/5 میلیون پوند برای یافتن این گنج خرج شد دریا یابندگان گنج در جزیره (( اوک ایلند )) را به سختی و مکرر مجازات می کرد. چاه از میله عمیقی همراه با یکردیف تونلهای جانبی تشکیل شده بود که گاه و بیگاه از آب دریا پر می شد دسته دسته مردان امیدوار در این راه خسته شده و از کار افتادند غرق شدند یا دست از کار شیدند.
تا به امروز آنچه از درون چاه پیدا شده عبارتند از سه رشته زنجیر از جنس طلا و ( بعضی می گویند از جنس مس روایات دوگانه است) تکه پوستی که بر روی آن حروف I و V نوشته شده و سنگی با حروف رمزی حک شده که در ارتفاع 27 متری چاه یافت شده است بعضی از مردم خوشباور آن را چنین ترجمه کرده اند سه متر پایینتر 2 میلیون پول پنهان شده است.

جستجو برای گنج در 1795 وقتی که پسر جوانی به نام دانیل مک گینس از شهر کوچک چستر بر قایق همراه دو دوستش برای بازی به این جزیره متروک بقاییای دگل کشتی را دیدند که بر ساحل به درختی نکیه داشت.
با یادآوری قصه های محلی درباره گنج و غنائم دزدان دریایی او و دو پسر دیگر شروع به حفاری کردند آنها تیر چوبی را در میان گل چسبناک پیدا کردند و در زیر آن سکوهای ضخیمی از جنس چوب بلوط در ژرفای سه متر و شش متر و نه متر یافتند اما کار سختتر شد و بعدها به دلایل زیاد از جمله عدم موفقیت در کسب کمک از اهالی خرافاتی جزیره مجبور به تعطیل آن در سال 1704 شدند.
در آن سال یکی از اهالی ثروتمند جزیره به نام سیمون لیند نخستین شرکت گنج یابی را تاسیس کرد حفاری اغاز شد اما بزرگترین و اولین مانع در راه حفاری ظاهر شد: آب
حفارها از هشت سکوی چوبی رد شده بودند که سه تا از آنها با بانه های مخصوص کشتی و الیاف نارگیل عایقبندی شده بود سنگی که حروف رمزی بر آن نوشته شده بود در ارتفاع 27 متری پیدا شد و یک متر پایین تر آنها به جسم سختی برخورد کردند .لیند یقین داشت که به صندوق گنج رسیده اند اما روز بعد وفتی فهمید که چاه بناگاه تا ارتفاع 17 متری پر از آب شده از ناراحتی رو به مرگ رفت. تخلیه آب هفته ها از طریق سطل و پمپ ادامه پیدا کرد آما اب پایین نمی رفت.
در 1805 لیند و گروهش چاه دیگری به موازات چاه اول حفر کردند و در 33 متری آن را بطرف چاه اول منحرف کردند اما نزدیک بود جان خود را از دست بدهند زیرا بناگاه آب بدرون چاه انها سرازیر شد و آن را تا ارتفاع چاه اول پر کرد. سیمون لیند ثروتمند اکنون ورشکست شده بود بناچار دست از کار کشید.
در 1849 از آن سر پسر بچه ای که نخستین بار حفاری را اغاز کرده بودند یکنفرشان مرده بود اما دو نفر دیگر که اکنون جدود هفتادسال سن داشتند با همکاری گروهی دیگر حفاری را آغاز کردند. برای آن مسجل شده بود که احتمالا با دو یا سه صندوق گنج مواجه خواهند شد.
اما حفاریهای آنها بدنه چاه را سست کرده بود و باعث شد که ته چاه فرو بریزد و به همراه آن صندوقها نیز فرو رفته و محتویات - احتمالی – آنها نیز پراکنده شد.
اما اینبار اعضای گروه فهمیدند که چرا چاه از آب دریا پر می شود.
تونلی دست ساز در عمق 33 متری پیدا شد که دریا را به چاه اصلی متصل می کرد این تونل با دینامیت خراب شد اما چاه همچنان از آب دریا پر می شد بعدها در سال 1942 تونل دیگری در عمق 50 متری کشف شد. ممکن است هنوز تونلهای فرعی دیگری نیز وجود داشته باشد بعد از 200 سال حفاری و مته کاری و تخلیه آب محل چاه اصلی تقریبا گم شده است اما سوال اصلی هنوز بر جاست:
چه کسی چه چیزی را در آنجا پنهان کرده است و برای چه؟
افسانه های که درباره حفر چاه و پنهان کردن گنج توسط کاپیتان کید بر سر زبانهاست باید نادیده گرفته شود کید دریانوردی ماهر بود اما قادر نبود بر چنین عملیاتی نظارت کند این چاه و تونلها توسط گروهی معدنچی زبده حفر شده بود.
ربرت فورنو نویسنده کتاب اسرار چاه گنج جالبترین نظریه ها را ارائه داده است. با در نظر گرفتن محل چاه و طنابهایی که در 1795 کشف شد می توان نتیجه گرفت که چاه در 1780 در بحبوحه جنگهای استقلال امریکا حفر شده است. در 1758 پادگان انگلیس در نیویورک توسط قوای جرج واشنگتن در محاصره بود. فرماندار منطقه تمام پرداختهای نظامی انگلیس در امریکا را بر عهده داشت و البته نگران حفاظت از آنها هم بود او دستور داد تا پولها در محل امنی پنهان شود. گروهانی که مامور انجام این کار شداز رسته مهندسی هالیفاکس در نوا اسکوتیا بود. فورنو استدلال می کند که تنها گنجی با حجم بسیار بزرگ به حفر چاهی به آن بزرگی احتیاج داشت.
مشکل در اینجاست که هیچ سابقه ای وجود ندارد تا نشان دهد که ارتش انگلستان چنین مبلغ عظیم پول را از دست داده باشد چنین قضیه ای باعث افتضاح بزرگی می شد و عاملین آن را به دادگاه می کشاندند از آنجا که چنین افتضاحی در هیچ جا ثبت نشده پس قضیه بدینصورت است:
چاه خالی است. یعنی زمانی که خطر رفع شد پولها را از چاه بیرون اورده اند.



خواندنی

پدیده عجیب در قزوین!

در يک‌ پديده‌ نادر در شهر قزوين‌، مرغي‌ ‌هم‌ قدقد مي‌ کند وهم‌ قوقولي‌ قو قو.

به گزارش «جهان» حسن‌ بيگي‌ صاحب‌ اين‌ مرغ‌ می گوید‌: ‌ ‌9‌ سال‌ پيش‌ اين‌ مرغ‌ را زماني‌ که‌ جوجه‌ بوده‌ خريده‌ وتا پارسال‌ هم‌ از اين‌ مرغ‌ ‌85‌ جوجه‌ گرفته‌ ولي‌ الان‌ نزديک‌ به‌ يکساله‌ که‌ ديگه‌ تخم‌ نمي گذارد و دو سالي‌ هم‌ هست‌ که‌ صداي‌ خروس‌ درمي آورد‌ و صبح ها موقع نماز و طلوع‌ آفتاب آواز می خواند.

‌صاحب‌ اين‌ مرغ‌ به واحد مرکزی خبر گفته است:‌ متوسط عمر مرغ‌ ها ‌7‌ سال است‌ ولي‌ اين‌ مرغ‌ ‌9‌ سال‌ و ‌3‌ ماه‌ سن دارد‌ وبعد از ‌7‌ سالگي‌ روي‌ پاهاش‌ چنگک‌ درآوده‌ وپرهاي‌ سينه اش‌ هم‌ سفيد شده‌ است‌.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 19:29  توسط ایوب  |